شهریور برای خانوادهها دیگر فقط فصل خرید کیف و دفتر نیست؛ فصل حسابوکتاب است. قیمتهای بالای لوازمالتحریر، لباس فرم، کفش و سرویس مدرسه، «مهر» را برای بسیاری از والدین به ماهی پرهزینه و پراسترس تبدیل کرده؛ ماهی که قرار است با شوق بازگشایی مدارس آغاز شود، اما برای برخی خانوادهها با نگرانی از تأمین هزینههای تحصیل فرزندان همراه است.
امسال گرانی نوشتافزار تنها یک هزینه تازه نیست؛ برای بسیاری از خانوادهها، نشانه ای دیگرازکوچکتر شدن سفره ای است که حالا باید هزینه تحصیل فرزند را نیز از همان سهم محدود آن تأمین کند.
با نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶، بازار نوشتافزار دوباره به یکی از دغدغههای اصلی خانوادهها تبدیل شده است؛گزارشهای بازار از افزایش ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی قیمت عمده بسیاری از اقلام نسبت به سال گذشته حکایت دارد و در میان این کالاها، دفتر و کاغذ با رشد حدود ۱۰۰ درصدی، بیشترین فشار قیمتی را تجربه کردهاند. محسن گلستانی، رئیس اتحادیه صنف فروشندگان نوشتافزار و لوازم مهندسی تهران،نیز افزایش قیمت عمده محصولات را درهمین محدوده تأیید کرده وگفته است بازارهنوز رونق معمول سالهای گذشته را ندارد.
این ارقام درنگاه نخست شاید فقط یک خبراقتصادی به نظر برسند،اما مسئله اصلی جایی است که قیمت کالا با درآمد خانوار برخورد میکند؛ یک دفتر گرانتر، یک کیف مدرسه، کفش، لباس فرم،سرویس رفت وآمد ودر برخی خانوادهها شهریه مدرسه، مجموعه ای از هزینههایی را تشکیل میدهد که همگی در فاصله کوتاهی از آغاز مهربه خانواده تحمیل میشوند.
وقتی دفتر و مداد دیگر «خریدهای کوچک» نیستند
تصویر قدیمی از خرید مدرسه،تصویرخانوادهای بود که دریک عصر شهریور به فروشگاه میرفت، چند دفتر، مداد، خودکار، پاککن و تراش میخرید و با یک کیف تازه به خانه برمیگشت،اما امروز همین خرید ساده میتواند به یک محاسبه جدی برای بودجه خانوار تبدیل شود.
بررسیهای منتشرشده در بازار نشان میدهد حتی تهیه یک سبد اقتصادی از کیف، کفش و نوشت افزار برای یک دانشآموز میتواند به حدود ۱۵ میلیون تومان برسد؛رقمی که برای خانواده دارای دو دانشآموز، به حدود ۳۰ میلیون تومان میرسد و این عدد هنوز هزینه هایی مانند لباس فرم، سرویس،شهریه و سایرمخارج مدرسه را شامل نمیشود.
درچنین شرایطی،مسئله فقط «گران شدن کالا» نیست؛مسئله تغییر رفتار خانوار است؛محسن گلستانی نیز از کاهش قدرت خرید و افت تقاضا دربازار نوشتافزار خبر داده و گفته است خانوادهها به سمت کالاهای اقتصادی تر رفته اند و خریدهای خود را به جای یک باره انجام دادن، ممکن است در طول سال و متناسب با نیاز فرزندشان تقسیم کنند.
این تغییر رفتار یک پیام روشن دارد: خانوادهها هنوز باید برای تحصیل هزینه کنند، اما دیگر الزاماً توان خرید همان سطح از کالاهایی را که سال گذشته خریداری میکردند،ندارند.
حتی دربازار لوازم ساده نیز فاصله قیمتها قابل توجه شده است؛برای نمونه، برخی پاککنهای ساده در محدوده چند ده هزار تومان عرضه میشوند،اما نمونههای فانتزی و چندتایی قیمت بسیار بالاتری دارند. قیمت تراشهای رومیزی نیز در نمونههای مختلف میتواند به صدها هزار تومان و حتی بیش از یک میلیون تومان برسد.
دراین میان، کودکان معمولاً تفاوت میان «ضروری» و «غیرضروری» را مانند والدین خود نمیبینند. برای دانشآموز، دفتر با طرح شخصیت محبوب، مداد رنگی خاص یا یک کیف جدید بخشی از تجربه مدرسه است؛ اما برای خانوادهای که با بودجه محدود مواجه است، همین انتخابها میتواند به محل اختلاف و حذف تبدیل شود.
چرا نوشتافزار اینقدر گران شده است؟
برای پاسخ به این پرسش نمیتوان فقط فروشنده را مقصر دانست؛زنجیره تولید نوشتافزار از کاغذ و مواد پتروشیمی گرفته تا حمل ونقل،بسته بندی، واردات و نرخ ارز، مجموعه ای از هزینه ها را درخود جای داده است.
محسن گلستانی درباره وضعیت امسال گفته است بخش مهمی از تولید داخلی نیز به مواد اولیه خارجی وابسته است؛بنابراین افزایش نرخ ارز فقط کالاهای وارداتی را گران نمیکند، بلکه هزینه تولید محصول داخلی را هم بالا میبرد؛اوهمچنین به افزایش قیمت مواد پتروشیمی و اثر آن بر تولید برخی اقلام نوشت افزار اشاره کرده است.
در واقع «ایرانی بودن» یک دفتر یا خودکار لزوماً به معنای مصون بودن آن از نوسان ارز نیست؛تولیدکننده داخلی ممکن است محصول را در ایران تولید کند،اما اگر کاغذ، مواد اولیه، رنگ، چسب، پلاستیک یا ماشینآلات مورد استفاده او مستقیماً یا غیرمستقیم به واردات وابسته باشد، افزایش نرخ ارز در نهایت خود را در قیمت محصول نشان میدهد.
همین موضوع باعث شده سهم تولید داخلی از بازار، الزاماً به معنای ثبات قیمت نباشد،طبق اظهارات فعالان صنفی، حدود ۶۰ درصد محصولات بازار نوشت افزار تولید داخل و حدود ۴۰ درصد وارداتی هستند،اما تولید داخلی نیز وابستگی قابل توجهی به مواد اولیه خارجی دارد.
از سوی دیگر، افزایش قیمت کاغذ تأثیر مستقیمی بردفتر دارد؛ گلستانی درتازهترین اظهارات خود درباره بازار دفتر گفته است بخش قابل توجهی از کاغذ مورد استفاده برای تولید دفاتر در اواخر بهار خریداری شده بود،اما قیمت این محصول بعداً افزایش چشمگیری پیدا کرده و به همین دلیل رشد قیمت دفتر و لوازم التحریر به محدوده ۱۰۰ درصد رسیده است.
بنابراین، وقتی خانواده با یک دفتر دو برابر گران تر مواجه میشود،بخشی از این افزایش را باید در زنجیرهای جست وجو کرد که از ارز و مواد اولیه تا تولید و توزیع امتداد دارد.
هزینه مدرسه فقط درکیف و دفتر خلاصه نمیشود
اشتباه است اگر گرانی مهر را فقط با قیمت نوشت افزار بسنجیم؛هزینه تحصیل درایران مجموعهای از پرداختهای مستقیم و غیرمستقیم است و خانوادهها معمولاً در فاصله کوتاهی با چند قبض و هزینه همزمان مواجه میشوند.
لباس فرم یکی از همین هزینههاست؛کفش و کیف نیز در سالهای اخیر سهم بیشتری از بودجه خانواده پیدا کردهاند؛بعد از آن نوبت به سرویس مدرسه میرسد؛ هزینه ای که برای خانوادههای شاغل عملاً قابل حذف نیست.
درتهران، نرخ سرویس مدارس برای سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶ نسبت به سال قبل ۵۰ درصد افزایش یافته است؛براساس مصوبه اعلام شده،مبلغ ورودی هر دانشآموز ۸۷ هزار تومان و هزینه پیمایش نیز به ازای هر کیلومتر ۸ هزار تومان تعیین شده و سقف مسافت محاسبه شده ۳۰ کیلومتر است؛برای دانشآموزان ابتدایی نیز نرخ بالاتری در نظر گرفته شده است.
این افزایش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم سرویس برای بسیاری از خانوادهها انتخاب تجملاتی نیست. والدینی که صبح زود سر کار میروند، خانوادههایی که مدرسه فرزندشان از خانه فاصله دارد یا امکان جابه جایی شخصی ندارند،عملاً ناچارند این هزینه را بپذیرند.
از سوی دیگر، خانوادههایی که فرزندشان درمدارس غیردولتی تحصیل میکند با هزینههای بسیار بیشتری روبه رو هستند؛اما حتی درمدارس دولتی نیز فشار مالی میتواند از مسیرهای دیگری به خانواده منتقل شود؛ از خرید لباس و کتاب و اقلام مورد نیاز مدرسه گرفته تا کمکهای مختلف و هزینههای جانبی.
اصل ثبت نام درمدارس دولتی نباید به دریافت شهریه از خانوادهها تبدیل شود و حتی منابع راهنمای ثبتنام مدارس نیز تصریح میکنند که ثبت نام پایه اول ابتدایی در مدارس دولتی فاقد هزینه است؛ با این حال، برخی پرداختهای جانبی مانند تهیه کتاب، روپوش یا مواد و امکانات مورد نیاز ممکن است از خانوادهها مطالبه شود.
همین فاصله میان «رایگان بودن تحصیل» و «هزینه دار بودن مدرسه» یکی از نقاطی است که نیازمند نظارت جدی آموزش و پرورش است.
«مهر» برای همه خانوادهها یکسان شروع نمیشود
آغاز سال تحصیلی از منظر اجتماعی نیز اهمیت دارد مدرسه فقط محل آموزش نیست؛ بخشی از زندگی اجتماعی کودک است. وقتی یک دانشآموز با کیف و کفش و لوازم جدید وارد مدرسه میشود و دانشآموز دیگری به دلیل مشکلات مالی مجبور است با وسایل سال گذشته یا کالاهای ارزان تر و کم کیفیت تر به مدرسه برود، تفاوت اقتصادی خانوادهها میتواند در فضای مدرسه نیز دیده شود.
این موضوع به ویژه درباره کودکان حساستر است،دانشآموز ممکن است نتواند درک کند چرا همکلاسیاش دفترگران قیمت یا کیف جدید دارد،اما خانواده او توان خرید آن را ندارد. از همینجا، مسئله گرانی لوازم التحریر از یک موضوع اقتصادی به یک مسئله اجتماعی تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، توصیه به خانوادهها برای «خرید اقتصادی» اگرچه در کوتاه مدت مفید است،اما نمیتواند جای سیاست حمایتی را بگیرد. خانوادهای که دو یا سه فرزند محصل دارد، نمیتواند با حذف چند قلم فانتزی، مشکل اصلی را حل کند؛ زیرا بخش بزرگی از هزینهها مربوط به کالاهای ضروری است.
حتی بازار نیز این فشار را احساس کرده است. فعالان صنفی میگویند برخلاف سالهای قبل که اواخر مرداد و اوایل شهریور زمان رونق بازار بود، امسال خریدها با تأخیر انجام شده و تقاضای معمول شکل نگرفته است.
آموزش و پرورش؛ مسئول کاهش هزینهها یا ناظر بر بازار؟
دراین میان،نقش آموزش و پرورش فقط به اعلام زمان بازگشایی مدارس محدود نمیشود. وزارت آموزش و پرورش باید مراقب باشد افزایش هزینههای جانبی، دسترسی برابر دانشآموزان به آموزش را تحت تأثیر قرار ندهد.
سال تحصیلی جدید قرار است از مهرماه و به شکل حضوری در حدود ۱۲۵ هزار مدرسه آغاز شود. چنین گستره ای به این معناست که مسئله هزینه تحصیل، موضوع چند هزار خانواده نیست؛ میلیونها دانشآموز و خانواده با آن درگیرند.
از نگاه سیاست گذاری، یکی از مهم ترین اقدامات میتواند تقویت نظارت بر دریافتهای مدارس، شفاف سازی هزینههای اجباری و اختیاری، حمایت از خانوادههای کم درآمد و جلوگیری از تبدیل نیازهای ضروری مدرسه به پرداختهای اجباری باشد.
در کنار آن،توسعه بازار نوشت افزار ایرانی نیز میتواند در بلندمدت به کاهش وابستگی به واردات و مواد اولیه خارجی کمک کند؛ اما صرفاً افزایش سهم تولید داخلی کافی نیست،اگر تولید کننده ایرانی همچنان مواد اولیه گران قیمت وارداتی مصرف کند، قیمت نهایی نیز همچنان تحت تأثیر ارز باقی خواهد ماند.
از طرف دیگر، دستگاههای متولی تنظیم بازار باید در آستانه مهر نظارت مؤثرتری بر قیمتها داشته باشند. تفاوت میان «افزایش واقعی هزینه تولید» و «افزایش غیرمنطقی قیمت در حلقه توزیع» باید برای مصرفکننده روشن باشد. خانواده نباید در شرایطی قرار گیرد که نداند افزایش قیمت یک کالا دقیقاً از کدام بخش زنجیره ناشی شده است.
مسئله مهمتر اما قدرت خرید است،حتی اگرهمه فروشندگان با کمترین حاشیه سود ممکن کار کنند، وقتی درآمد خانوار متناسب با هزینههای آموزش رشد نکرده باشد، خرید همچنان دشوار خواهد بود.
مهر ۱۴۰۵ در نهایت یک سؤال جدی را پیش روی سیاستگذاران قرار میدهد: آیا هزینه تحصیل هنوز هزینهای قابل مدیریت برای خانواده ایرانی است یا آموزش فرزندان نیز آرامآرام به یکی از اقلام سنگین سبد معیشت تبدیل شده است؟
پاسخ به این سؤال را نه در شعارهای آغاز سال تحصیلی، بلکه در قیمت یک دفتر، توان خرید یک کیف، هزینه سرویس و صورتحسابی که خانواده در پایان شهریور پرداخت میکند، میتوان دید.





نظر شما