تحولات منطقه

در روزهایی که خبرهای مربوط به ترور و خشونت علیه برخی ماموستایان اهل سنت، شخصیت‌های مذهبی و اجتماعی در مناطق اهل‌سنت، بار دیگر نگرانی‌هایی را در جامعه ایجاد کرده، شاید مهم‌تر از پرداختن به نام افراد و جزئیات پرونده‌ها، بازگشت به یک پرسش بنیادی باشد.

زمان مطالعه: ۶ دقیقه

در روزهایی که خبرهای مربوط به ترور و خشونت علیه برخی ماموستایان اهل سنت، شخصیت‌های مذهبی و اجتماعی در مناطق اهل‌سنت، بار دیگر نگرانی‌هایی را در جامعه ایجاد کرده، شاید مهم‌تر از پرداختن به نام افراد و جزئیات پرونده‌ها، بازگشت به یک پرسش بنیادی باشد: ترور چیست و از منظر اسلام، فقه سیاسی، حقوق بشر و حقوق بین‌الملل چه جایگاهی دارد؟ این پرسش فقط یک مسئله امنیتی نیست؛ مسئله‌ای است در نقطه تلاقی دین، اخلاق، فقه، سیاست، حقوق داخلی و حقوق بین‌الملل. پاسخ را باید روشن و بدون ابهام داد: ترور، جایگزین کردن گلوله به جای گفت‌وگو، انتقام به جای عدالت و خشونت به جای قانون است و هیچ اختلاف سیاسی، مذهبی، قومی یا فکری، به خودی خود مجوز گرفتن جان انسان دیگری نیست.

قرآن؛ نخستین سنگر دفاع از حرمت جان انسان

یکی از بنیادی‌ترین مبانی اسلامی درباره حرمت جان انسان، آیه ۳۲ سوره مائده است. این آیه، قتل ناحق انسان را چنان سنگین معرفی می‌کند که در تعبیر قرآن، به منزله کشتن همه انسان‌ها دانسته شده است. این صرفاً یک انتقاد اخلاقی نیست؛ بلکه یک تأسیس برای حرمت مطلق جان انسان است. قرآن همچنین در آیه ۱۹۰ سوره بقره، حتی در زمینه جنگ، فرمان می‌دهد: از حد تجاوز نکنید؛ زیرا خداوند تجاوزگران را دوست ندارد. این دو اصل نشان می‌دهد حتی در منطق جنگ نیز خشونت مطلق و بی‌ضابطه پذیرفته نیست. پس چگونه می‌توان در شرایط عادی، اختلاف سیاسی یا مذهبی را بهانه قتل یک انسان قرار داد؟

سنت پیامبر(ص)؛ حتی جنگ نیز مجوز کشتار بی‌ضابطه نیست

در صحیح بخاری، روایتی از پیامبر اکرم(ص) درباره نهی از کشتن زنان و کودکان در جنگ نقل شده است؛ حدیث ۳۰۱۵ صحیح بخاری از جمله منابع مشهور در این زمینه است. این روایت، در کنار مجموعه دیگری از روایات مربوط به آداب جنگ، نشان می‌دهد در سنت اسلامی میان «مبارزه مسلحانه» و «خشونت بی‌ضابطه» تفاوت وجود دارد. بنابراین، استفاده از واژه‌هایی مانند جهاد، دفاع از مردم، دموکراسی و آزادی برای مشروعیت بخشیدن به هر اقدام خشونت‌آمیز، از نظر علمی و فقهی قابل قبول نیست. هر عملیات مسلحانه‌ای جهاد نیست؛ هر کشته‌شدنی شهادت نبوده و هر قاتلی مجاهد نیست.

فقه مقاصدی؛ حفظ جان در قلب شریعت

یکی از مهم‌ترین مبانی فقهی برای فهم مسئله، نظریه مقاصد شریعت است. امام ابوحامد غزالی، از بزرگ‌ترین اصولیان اهل‌سنت، در بحث ضروریات شریعت از حفظ دین، جان، عقل، نسل و مال سخن می‌گوید. این منظومه بعدها توسط امام شاطبی بسط یافت و در آثار فقیهان دیگری مانند ابن‌عاشور نیز توسعه پیدا کرد. از این منظر، «حفظ نفس» یا صیانت از جان انسان، یکی از محورهای اساسی نظام مقاصد است. اما یک نکته حساس در اینجا وجود دارد: اگر یک فرد تحت بهانه «حفظ دین» یا «حفظ نسل»، یک عالم مذهبی را ترور کند، درواقع تحت پوشش یکی از ضروریات، دو ضرورت دیگر (جان و عقل) را نقض کرده است. این، درک اشتباه از مقاصد است؛ زیرا مقاصد باید به صورت متوازن و هماهنگ، نه انتخابی و خودسرانه عمل کنند. بنابراین، خشونتی که امنیت عمومی را نابود کند و جان انسان‌ها را به خطر بیندازد، نمی‌تواند بدون دلیل و ضابطه شرعی، با عنوان «مصلحت» توجیه شود. این نکته از منظر فقه سیاسی بسیار مهم است: شریعت برای حفظ انسان آمده است، نه برای تبدیل انسان به ابزار نزاع سیاسی.

امام علی(ع): حکومت را با خون ناحق تقویت نکن

نامه ۵۳ نهج‌البلاغه به نام «عهدنامه مالک اشتر» طولانی‌ترین وصیت سیاسی امام علی(ع) است. در این نامه، امام علی(ع) به صراحت هشدار جدی درباره ریختن خون به ناحق داده است. امام علی(ع) به مالک اشتر سفارش می‌کند از خون‌ریزی ناروا پرهیز کند و به او درباره پیامدهای سنگین آن برای حکومت هشدار می‌دهد. این نگاه، یکی از مهم‌ترین پایه‌های اخلاق سیاسی اسلامی است: حکومت و قدرت نباید با خون ناحق تقویت شوند و از این منظر، امنیت نیز نباید با انتقام اشتباه شود. مبارزه با خشونت و تروریسم ضروری است؛ اما مبارزه با تروریسم باید با قانون، عدالت، تحقیق دقیق و دادرسی منصفانه انجام شود.

قصاص با ترور تفاوت دارد

یکی از اشتباه‌های خطرناک، یکی دانستن «قصاص» و «ترور» است. قصاص در فقه اسلامی، یک نهاد حقوقی است که در چارچوب ضوابط شرعی و قضایی، پس از احراز جرم و تحقق شرایط آن (نیت قتل، تکافوی گناهکار و قتل‌شده، عدم عفو ولی دم و تصمیم قاضی) مطرح می‌شود. اما ترور، اساساً حذف فیزیکی انسان خارج از فرایند دادرسی و بدون احراز جرم یا اثبات مسئولیت است. اگر هرکس بتواند براساس برداشت شخصی خود درباره دیگری حکم مرگ صادر کند، دیگر چیزی به نام نظم حقوقی باقی نمی‌ماند. اگر مجرم است، محاکمه شود؛ اگر بی‌گناه است، حمایت شود؛ اما هیچ فرد یا گروهی حق ندارد خود را قاضی و مجری حکم مرگ دیگران قرار دهد.

اسلام، اختلاف را به رسمیت می‌شناسد

مذاهب اسلامی در برخی مسائل فقهی و سیاسی اختلاف‌نظر دارند؛ اما این اختلاف‌ها را نمی‌توان مجوز حذف فیزیکی طرف مقابل دانست. از دیدگاه فقهی، میان اختلاف، بغی، محاربه، جهاد، قصاص و قتل خودسرانه تفاوت‌های جدی وجود دارد و نمی‌توان همه آن‌ها را در یک عنوان جمع کرد. همین تمایز علمی، مانع آن می‌شود که هر گروهی برداشت خود از دین را مجوز خشونت قرار دهد. اسلام، اختلاف را به رسمیت می‌شناسد؛ اما هر اختلافی را به جنگ تبدیل نمی‌کند.

ترور روحانیون؛ چرا موضوع فقط یک جنایت فردی نیست؟

روحانیون، به‌ویژه در مناطق دارای تنوع مذهبی و اقوام، نه تنها نمادهای دینی، بلکه پل‌های میان‌فرهنگی و حکمای اجتماعی هستند؛ بنابراین، ترور یک عالم دینی می‌تواند پیامدهایی فراتر از قربانی و خانواده او داشته باشد. این مسئله در مناطق دارای تنوع قومی مذهبی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اما اینجا باید مراقب یک دام خطرناک باشیم: جنایت یک تروریست نباید به حساب یک مذهب، قوم و ملت نوشته شود. اگر فردی عالم اهل‌سنت را ترور کرد، نباید اهل‌سنت یا شیعه متهم شوند. اگر فردی عالم شیعه را ترور کرد، نباید همه اهل‌سنت مسئول شناخته شوند. تروریست، نماینده هیچ مذهب و قومی نیست. تروریست باید با جرم خودش شناخته شود، نه با مذهب و قومی که ادعا می‌کند نماینده آن است.

ترور؛ دشمن وحدت ایران اسلامی

ایران کشوری با تنوع قومی و مذهبی است و در بسیاری از مناطق، شیعه و سنی، ترک، کرد، بلوچ، لر و ترکمن قرن‌ها در کنار یکدیگر زندگی کرده‌اند. از این رو در پی چنین فجایعی، وظیفه عالمان شیعه و سنی، حقوق‌دانان، سیاستمداران و روشنفکران فقط محکوم کردن ترور نیست؛ بلکه نباید اجازه دهند تروریسم به ابزار جنگ مذهبی و قومی تبدیل شود. اگر با عالمی مخالفیم، باید با استدلال پاسخ او را بدهیم، اگر با سیاستمداری مخالفیم، باید او را نقد کنیم، اگر با یک مذهب اختلاف داریم، باید گفت‌وگو و بحث علمی کنیم، اگر با یک سیاست مخالفیم، باید راه‌های قانونی و مدنی را دنبال کنیم، اما حذف فیزیکی انسان، هیچ‌یک از این اختلاف‌ها را حل نمی‌کند. گلوله، پاسخ اندیشه نیست؛ ترور، استدلال نیست؛ کشتن مخالف، پیروزی فکری نیست.

سخن پایانی؛ جهان امروز به قانون بیشتر نیاز دارد، نه خشونت بیشتر

ممکن است میان برخی مبانی فلسفی حقوق بشر مدرن و فقه اسلامی تفاوت‌های جدی وجود داشته باشد؛ اما در موضوع حرمت جان انسان، نقاط اشتراک مهمی وجود دارد. اسلام از حرمت نفس، عدالت، مسئولیت و منع تجاوز سخن می‌گوید؛ حقوق بشر از حق حیات، امنیت شخصی، کرامت و منع تبعیض. حقوق بین‌الملل نیز با ایجاد قواعد مربوط به منع زور، حمایت از غیرنظامیان، مسئولیت نهادهای قانونی و تعقیب برخی جرایم بین‌المللی، تلاش کرده است خشونت را در چارچوب قانون قرار دهد. این اشتراک‌ها می‌تواند زمینه‌ای برای گفت‌وگو و همکاری میان سنت اسلامی و حقوق مدرن باشد. اگر بخواهیم همه بحث را در چند جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: ترور، جهاد نیست؛ زیرا جهاد در فقه اسلامی دارای شرایط و ضوابط است. ترور، عدالت نیست؛ زیرا عدالت نیازمند فرایند و معیارهای حقوقی است. ترور، قصاص نیست؛ زیرا قصاص یک نهاد قضایی است و با انتقام خودسرانه تفاوت دارد. ترور، دفاع مشروع نیست؛ زیرا دفاع مشروع در حقوق بین‌الملل تابع شرایط مشخصی مانند ضرورت و تناسب است. ترور، آزادی‌خواهی نیست؛ زیرا آزادی بدون احترام به جان انسان، به ضد خود تبدیل می‌شود و مهم‌تر از همه، ترور، راه حل اختلاف نیست؛ تولیدکننده اختلاف و خشونت بیشتر است. اختلاف نباید بهانه حذف انسان شود. امروز، وظیفه همه ما ــ عالمان شیعه و سنی، بزرگان طوایف، حقوق‌دانان، سیاستمداران، نخبگان و شهروندان ــ این است که به یاد داشته باشیم گلوله می‌تواند یک انسان را خاموش کند؛ اما نباید اجازه داد ترور، صدای عدالت، قانون، وحدت ملی و کرامت انسانی را خاموش کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha