کشورمان ایران، اخیراً صحنه رفتوآمدهای دیپلماتیک معناداری است. پس از خروج وزیر خارجه روسیه؛ فرمانده ارتش پاکستان، طرف میانجی در گفتوگوهای صلح با آمریکا، وارد تهران شد. هواپیمای «عاصم منیر» هنوز از فرودگاه مهرآباد تیکآف نکرده بود که شایعات درباره سفر هیئتی قطری به پایتخت در رسانهها پیچید.
درباره سرگئی لاوروف، رایزنی درخصوص انتقال ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی به روسیه، جزو اهداف احتمالی سفر بود که مشخصاً از سوی ایران رد شده است. درباره میانجی شرقی هم ابتدا اخباری درخصوص عدم پذیرش منیر توسط دبیر شورای عالی امنیت ملی در رسانهها پیچید، اما در ادامه اگرچه دیدار انجام شد ولی زبان بدن و رفتار سرد محسن رضایی با میهمانش، گمانهزنی درباره بیعلاقگی تهران به مذاکرات با واسطه و بیمعنا با دولت ترامپ را برجسته کرد.
سفر هیئت قطری نیز حواشی جالبی داشت. منابع رسمی اصل چنین حضوری را زیر سؤال بردند، با این حال برخی رسانهها با تأیید ماجرا مدعی شدند آنها تنها ۳۰دقیقه مانده و سپس ایران را ترک کردهاند!
ترافیک دیپلماتیک یکطرفه مذکور از آنجا مهم است که توجه داشته باشیم این روزها ترامپ و نتانیاهو لفاظی جنگطلبانه را به اوج رسانده و از اتمام کار جمهوری اسلامی میگویند! ازاینرو نوع مواجهه مقامات ما با میهمانان که هر کدام از زاویهای به دنبال مدیریت تنش میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده بودند از سه جنبه معنادار است.
رکب به بازی سیاسی ترامپ
در شرایطی که دقیقاً دو هفته تا ماراتن انتخابات در آمریکا فاصله داریم، گسیل گسترده میانجیها به پابوسی، مشکوک است. تصمیمسازان ایرانی از خود میپرسند چه شده ترامپی که چهار ماه پس از توافق اسلامآباد برای زنده کردن آن کاری نکرد، حال دیپلماتها را برای رفتن به تهران به خط کرده؟ جواب البته واضح است. جمهوری اسلامی اگرچه هیچ گاه اصل دیپلماسی را رد نکرده ولی در مقطع جاری مذاکره را بازی روانی و رسانهای کاخ سفید برای متعادل کردن بازار انرژی و دشت آرای مردم در آستانه انتخابات میاندورهای مجلس میداند. این سناریو جواب هم داد؛ چرا که پس از حضور «منیر» در تهران، بازار نفت ریزش لحظهای ۵دلاری را تجربه کرد. ولی اظهارات محکم قالیباف و رضایی و تأکید بر اینکه ایران امتیاز نخواهد داد ورق را برگرداند و درجه افزایش قیمت نفت را به ۱۱۱ دلار در هر بشکه رساند.
شروط ایران مشخص است
حضور مقامات روسیه، پاکستان و احتمالاً قطر در تهران که هر کدام از جنبهای تلاش کردهاند جمهوری اسلامی را به انعطاف به خرج دادن مقابل آمریکا متقاعد کنند در فضایی است که شرط روی میز مشخص است و از نگاه ما نیاز به چانه زدن دوباره نیست. در این باره میتوان به سخنان قالیباف در دیدار با عاصم منیر استناد کرد که گفت: «ما حرف جدیدی نداریم؛ آمریکا باید شروط هفتگانه را اجرا کند». تهران در مسیر رسیدن به تفاهم تا حد ممکن در اصول خود انعطاف زیادی به خرج داده و این واشنگتن است که اگر واقعاً به دنبال صلح است باید با تحقق شروط از جنگ جلوگیری کند نه اینکه با گره زدن گفتوگو به مشخص شدن ذخایر اورانیوم کشورمان آن را به بنبست برساند.
عقبنشینی در کار نیست
با وجود افزایش خطر جنگ زیر سایه اقدامات تحریکآمیز ترامپ و نتانیاهو، استقبال سرد از میانجیگران و طرحهای آنها، اثبات کرد جمهوری اسلامی حاضر به عقبنشینی نیست. توییت معنادار پزشکیان با این مضمون که ما ایرانیها «خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم»؛ مفهومی که عیناً در توییت مهرداد اخلاقی، وزیر جدید دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح بازنشر شد، یک معنی بیشتر ندارد؛ تهران اگرچه مذاکره را مسیری مهم برای کاهش تنش میبیند ولی مقابل تهدیدها خم به ابرو نیاورده و کوتاه نمیآید. مجموع این مواضع نشان میدهد ایران نه از قدرت نظامی دشمن ترس دارد و نه از دیپلماسی، اما مذاکره با کسانی که بارها بدعهدی کردهاند و اکنون هم آن را نه در مسیر واقعی بلکه ابزاری برای تغییر مدیریت افکار داخلی میبینند، کاری عبث است. خطوط راهبردی دیپلماسی و بازدارندگی دفاعی ما مشخص است و اکنون ترامپ است که باید تصمیم بگیرد میخواهد به این شروط عمل کند یا قصد دارد طعم شکست دیگری را بچشد.




نظر شما