بهگزارش قدس آنلاین، سفر معاون رئیسجمهور به کشور تاجیکستان و پیشنهاد ایجاد اتحادیه کشورها و مناطق فارسیزبان در جریان ملاقات آقای عارف و امام علیرحمان رئیسجمهور تاجیکستان، بار دیگر توجهات را به پیوندهای تمدنی در منطقه و ضرورت بهرهگیری از آنها در راستای همگرایی هر چه بیشتر میان کشورهای منطقه جلب کرده است. البته ایده ایجاد پیوند میان کشورهای حوزه تمدنی پارسی، قدمتی چند دههای دارد و به طور خاص از زمان فروپاشی شوروی و استقلال کشورهای آسیای مرکزی به اشکال مختلف مطرح بوده است. تشکیل «سازمان فرهنگی- هنری کشورهای فارسیزبان» در سال ۱۳۹۲ را میتوان یکی از گامهای عملی در این راستا ارزیابی کرد. با این اوصاف، در رابطه با ایجاد اتحادیه کشورها و مناطق فارسیزبان و در تعبیری دیگر «اتحادیه تمدنی»، دو مسئله حائز اهمیت وجود دارد؛ در وهله نخست باید انگیزهها و دلایل ایجاد این اتحادیه تمدنی را مورد توجه قرار داد. اشتراکات تمدنی، زبانی و فرهنگی کشورهای منطقه فراتر از تقسیمات جغرافیایی و مرزهای سیاسی هستند که با تکیه بر خصوصیاتی همچون ناسیونالیسم و قومگرایی، اکنون به تهدیدی برای ثبات و امنیت منطقه تبدیل شدهاند. بنابراین یادآوری و بازگشت به این پیوندهای زبانی و تمدنی در قالب یک اتحادیه تمدنی، احتمالاً بتواند در کمرنگ شدن بخشی از چالشها و بحرانهای منطقه اثرگذار باشد.
در محور دوم، مسئله بحران هویتی قرار دارد که عصر دیجیتال و تهاجم فرهنگی نرم برای مردم جوامع مختلف رقم زده است. این گسستگی و چالش هویتی بهخصوص در میان جوانان و آنها که به «نسل زد» موسوم شدهاند، مشهودتر است. ایجاد یک اتحادیه تمدنی و تلاش برای یادآوری هویت مشترک، پیوندهای فرهنگی و تمدنی و بازگشت به حافظه تاریخی، شاید بتواند در کمرنگ شدن این چالشهای هویتی اثرگذار باشد.در بُعدی دیگر، در عصر چندجانبهگرایی و شکلگیری اتحادیههایی با ماهیتهای مختلف سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی؛ شکلگیری یک اتحادیه تمدنی و مبتنی بر عناصر فرهنگی و تاریخی مشترک میتواند ظرفیت بینظیری برای ایجاد همدلی و همافزایی میان ملتها خلق کرده و به قوام و پایداری هر چه بیشتر همکاری میان کشورها کمک کند.به طور خاص در رابطه با زبان و فرهنگ فارسی، تشکیل این اتحادیه ممکن است برای کاهش مخاطرات بهوجود آمده برای بقای این زبان در مناطقی همچون افغانستان تحت حاکمیت طالبان و یا در منطقه شبهقاره هند، راهکاری مناسب تلقی شود.
اما در وهله دوم با مسئله ورود این طرحها و ایدههای تمدنی به فاز اجرایی روبهرو هستیم. به لحاظ نمونه تاریخی، ایده تشکیل «سازمان فرهنگی-هنری کشورهای فارسیزبان» عملاً با ناکامی مواجه شد و در سطحی نمادین باقی ماند. عدم تخصیص بودجه مناسب و دبیرخانه فعال و یا عدم مشارکت دانشگاهها و فعالان بخش خصوصی را از دلایل این ناکامی برشمردهاند.
در حال حاضر نیز ایده تشکیل اتحادیه کشورها و مناطق فارسیزبان یا در تعبیری دیگر اتحادیه تمدنی، بیش از هر چیز به هدایتها و حمایتهای عملی نیاز دارد. ایجاد دبیرخانه دائمی، تشکیل شورای فرهنگی مشترک، برگزاری جشنوارههای فرهنگی علمی و هنری، نکوداشت مناسبتها مانند نوروز، برقراری ارتباطات فرهنگی در سطوح مختلف و شاید از همه اینها مهمتر، پوشش مالی و بحث تأمین بودجه ایجاد ارکان اتحادیه تمدنی، میتواند در ورود این ایده به حوزه اجرایی و یا پایداری بقای آن پس از شکلگیری، مهم ارزیابی شود. استفاده از ظرفیتهای اقتصادی حوزه تمدنی مشترک در بخشهایی مانند گردشگری فرهنگی و درمانی، بازارهای مشترک کالا و خدمات و توسعه سرمایهگذاریها بهویژه در مسیرهای ریلی و جادهای نیز در تسهیل اجرایی شدن این ایدهها نقشی مؤثر ایفا خواهند کرد.
خبرنگار: میراحمدرضا مشرف




نظر شما