بازگشت دونالد ترامپ، اتحاد دیرپای آمریکا و کانادا را با بحرانی فراتر از اختلافات تجاری روبهرو کرده است. «مارک کارنی» اکنون میکوشد با اصلاح اقتصاد داخلی و گسترش مشارکتهای خارجی، آسیبپذیری کشوری را کاهش دهد که رفاهش به همسایه جنوبی گره خورده است.
اتحاد اقتصادی؛ از مزیت تا آسیبپذیری
کانادا دههها از نزدیکی جغرافیایی و ادغام اقتصادی با آمریکا سود برده است؛ رابطهای که توافق تجارت آزاد سال ۱۹۸۹، نفتا در سال ۱۹۹۴ و توافق تجاری کانادا، آمریکا و مکزیک در سال ۲۰۲۰ آن را عمیقتر کردند. اما این پیوند، بهتدریج به وابستگی ساختاری انجامیده است؛ بیش از ۷۰ درصد صادرات کالایی کانادا راهی بازار آمریکاست و هر تغییر در سیاست تجاری واشنگتن میتواند مستقیماً تولیدکنندگان کانادایی را تحت فشار قرار دهد.
این وابستگی اکنون از یک مزیت اقتصادی به مسئلهای امنیتی و راهبردی تبدیل شده است. کانادا نمیتواند جغرافیای خود را تغییر دهد، اما ناچار است درباره هزینه اتکای بیشازحد به تصمیمهای سیاسی همسایهاش تجدیدنظر کند.
ترامپ و پایان توهم ثبات
تعرفههای تجاری، اختلافات اقتصادی و اظهارات ترامپ درباره حاکمیت کانادا، این واقعیت را برجسته کردهاند که نزدیکی جغرافیایی و همکاری نهادی الزاماً رفتار قابلپیشبینی را تضمین نمیکند. در شرایطی که آمریکا قدرت بیشتری برای تحمیل هزینههای اقتصادی دارد، وابستگی متقابل نیز نامتقارن عمل میکند.
البته این رابطه یکطرفه نیست. صنایع آمریکایی به انرژی، مواد معدنی و قطعات صنعتی کانادا و زنجیرههای تأمین مشترک وابسته هستند. گسست اقتصادی برای هر دو طرف پرهزینه خواهد بود، اما توان تحمل این هزینهها برابر نیست. مسئله اصلی، پایاندادن به همکاری با آمریکا نیست؛ بلکه کاهش امکان استفاده سیاسی از این وابستگی است.
کارنی و آزمون استقلال راهبردی
«مارک کارنی» در سخنرانی داووس در ژانویه ۲۰۲۶، از گسست بنیادین در نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد سخن گفت و خواستار همکاری بیشتر قدرتهای متوسط برای تقویت توانمندیهای مستقل شد. این رویکرد، تنوعبخشی به شرکای خارجی را با اصلاحات اقتصادی داخلی پیوند میدهد.
دادههای اداره آمار کانادا نشان میدهد سهم آمریکا از صادرات کالایی این کشور از ۷۵.۹ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۷۱.۷ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است. بااینحال، ضعف بهرهوری، سرمایهگذاری ناکافی در نوآوری و موانع تجارت میان استانها همچنان قدرت مانور اقتصادی کانادا را محدود میکنند. بدون رفع این مشکلات، استقلال راهبردی بیش از آنکه واقعیتی اقتصادی باشد، شعاری دیپلماتیک خواهد ماند.
ترکیه؛ گسترش گزینهها، نه گسست از آمریکا
مشارکت راهبردی اعلامشده میان کارنی و رجب طیب اردوغان در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶، نمونهای از تلاش کانادا برای گسترش گزینههای خود است. برنامه سهساله دو کشور حوزههایی چون تجارت، صنایع دفاعی، انرژی، گاز طبیعی مایعشده، انرژی هستهای و مواد معدنی حیاتی را پوشش میدهد.
بااینحال، امضای توافق و آغاز مذاکرات بهتنهایی استقلال ایجاد نمیکند؛ نتیجه به سرمایهگذاری، اجرای تعهدات و شکلگیری روابط تجاری پایدار وابسته است. کانادا همچنان به همکاری امنیتی و اقتصادی با آمریکا نیاز دارد، اما تجربه ترامپ نشان داده است که اتحاد دیرینه جایگزین توانمندی داخلی نمیشود. چالش کارنی، جدایی از همسایه نیست؛ بلکه تبدیل وابستگی اجتنابناپذیر جغرافیایی به رابطهای متوازنتر و کمخطرتر است.
ممنون آقای ترامپ
کارنی همچنان در برابر شکایات مربوط به هزینههای زندگی آسیبپذیر است، نگرانیای که کاناداییها به طور قابل اعتمادی آن را به عنوان نگرانی اصلی خود میدانند. او به خودبزرگبینی متهم شده است و به عنوان مثال، فقط گاهی اوقات به پارلمان مراجعه میکند. رهبران بومی شکایت دارند که در مورد توسعه اقتصادی به درستی با آنها مشورت نمیشود.
با این حال، اگر کمی دقت کنیم، شکی نیست که در بسیاری از زمینهها، کارنی در حال پیشرفتی است که تنها دو سال پیش غیرقابل تصور به نظر میرسید. اگرچه بخش زیادی از برنامه او شبیه سیاستهای مخالفان است، اما حمایت گسترده از او به او اجازه میدهد تا فراتر و سریعتر از آنچه که آنها جرأت میکردند، پیش برود. چارست، نخست وزیر سابق کبک، معتقد است که کاناداییها ممکن است روزی از رئیس جمهور آمریکا به خاطر اینکه آنها را از خواب غفلت بیدار کرد، تشکر کنند. او میگوید: «نیروهای سکون در کانادا بسیار زیاد شده بود. ترامپ اکنون به ما میگوید که چارهای جز تغییر نداریم.»





نظر شما