تحولات منطقه

 برای ما ایرانی‌ها تا همین چند سال پیش، تقسیم‌بندی نسل‌ها معنای دیگری داشت و خبری هم از عبارات و اصطلاحاتی مثل «نسل ایکس، نسل زد، آلفا و...» نبود.

سوخته‌ها و دلسوخته‌ها؛ آیا متولدان دهه ۶۰ نسل سوخته‌اند یا دهه ۷۰؟
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

برای ما ایرانی‌ها تا همین چند سال پیش، تقسیم‌بندی نسل‌ها معنای دیگری داشت و خبری هم از عبارات و اصطلاحاتی مثل «نسل ایکس، نسل زد، آلفا و...» نبود. ما در بهترین حالت، برای خودمان فقط سه نسل داشتیم: قدیمی‌ها، نسل جدید و البته گروهی مابین این دو نسل که از آن‌ها به عنوان «نسل سوخته» یاد می‌شد. تا چند سال مدعیان سوختگی فقط دهه شصتی‌ها بودند. از نگاه آن‌ها قدیمی‌ها و آدم‌های دهه‌های گذشته، زندگی و کار بی دردسری را پشت سر گذاشته، آردشان را بیخته و الکشان را آویخته بودند. متولدان پس از این دهه هم مثلاً شانس آورده و دنیا، فرصت‌ها و موقعیت‌های مناسبی را پیش رویشان گذاشته بود.

بازهم چند سال بعد، سوختگی و نسل سوخته بودن، مدعیان جدیدی پیدا کرد. دهه هفتادی‌ها با هزار و یک دلیل مدعی بودند نسل سوخته واقعی فقط خودشان هستند!

افتادن در قیف جمعیت

اگر همیشه برایتان سؤال بوده که بالاخره سوخته‌ها و چه بسا دلسوخته‌های واقعی دهه شصتی‌ها هستند یا دهه هفتادی‌ها یا نگرانید که به‌زودی دهه هشتادی‌ها هم ادعای سوختگی کنند، ادامه مطلب را بخوانید. صفحه اینستاگرامی «چرتکه» در این باره می‌نویسد: «برای اینکه تکلیف قدیمی‌ترین دوئل خانواده‌های ایرانی را یک بار برای همیشه روشن کنیم، باید احساسات و خاطرات نوستالژیک را کنار بگذاریم و با خط کش اقتصاد کلان، ترازنامه اکثریت جامعه و طبقه متوسط را کالبد شکافی کنیم، نه اینکه فقط به یک درصد خاص و یا استثناها نگاه کنیم».

نویسنده این پست معتقد است درواقع باید اعتراف کرد که ادعای هردو نسل درست است؛ چون هم دهه شصتی‌ها و هم دهه هفتادی‌ها سوخته‌اند منتها کوره، نوع و درجه سوختگی و دلایل آن در هر دهه با دهه دیگر متفاوت است.

تراژدی دهه ۶۰ اسارت در قیف جمعیتی (Demographic Bottleneck) بود یعنی آن‌ها در اوج انفجار موالید به دنیا آمدند و تمام جوانی‌شان به جنگیدن با انسان‌های دیگر بر سر ظرفیت‌های محدود گذشت؛ از مدارس سه شیفته و نیمکت‌های چهار نفره تا ماراتن ترسناک کنکور با ۵/۱ میلیون داوطلب و صف‌های طویل استخدامی. دهه ‌شصتی‌ها انگار در مسابقه‌ای تمام‌نشدنی و در تمام مسیر، زیر فشار و در حال له شدن، در دل یک جمعیتمیلیونی دویدند... و خیلی‌هاشان هرگز نرسیدند و ناچار خودشان را نسلی سوخته یافتند.

روز مبادا یعنی چه؟

البته اگر منصفانه به ماجرا نگاه کنیم از یک مرحله به بعد، ورق اقتصادی به نفع دهه شصتی‌ها برگشت. میانه دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰، اقتصاد ایران در سایه فروش بالای نفت و اوج درآمدهای ارزی، نفسی تازه کرد تا دهه شصتی‌ها هم وارد بازار کار شوند و روی رفاه و آسایش نسبی را ببینند.

به قول جامعه‌شناسان در آن پنجره زمانی، موتور تحرک طبقاتی هنوز کار می‌کرد و مثلاً یک جوان دهه شصتی اگر از سد کنکور و سربازی رد می‌شد و شغلی معمولی پیدا می‌کرد با چند سال کار منظم، پس‌انداز و یک وام بانکی ساده، خریدن خودرو برایش هدفی کاملاً دست‌یافتنی بود و خرید خانه با برنامه‌ریزی مالی روی کاغذ می‌گنجید.

دهه شصتی‌ها در یک پیست وحشتناک شلوغ و نفسگیر دویدند، اما این مسابقه یک خط پایان واقعی داشت و هر کس به انتهای مسیر می‌رسید جایزه‌اش یعنی استقلال مالی، خودرو و مسکن را تحویل می‌گرفت.

حالا بیایید ببینیم دهه هفتادی‌ها چطور و در کدام کوره سوختند؟

وقتی آن‌ها بزرگ شدند انگار دیگر از آن قیف و ازدحام جمعیتی خبری نبود؛ مدارس خلوت‌تر شدند، صندلی‌های دانشگاه‌ها خالی ماند و کسی برای گرفتن مدرک با یک میلیون نفر دیگر نمی‌جنگید.

پس کوره و سوختنی هم در کار نبود. برای این نسل، فاجعه دقیقاً در لحظه‌ای رخ داد که آن‌ها کت و شلوار کار پوشیده و می‌خواستند زندگی مستقلی را شروع کنند... تورم یکباره ترمز برید و جهش‌های پیاپی ارزی از راه رسیدند.

جوان دهه هفتادی با انسان‌های دیگر نجنگید؛ او در یک اتوبان خلوت دوید، اما در پیچ جوانی با دیوار نفوذناپذیر اقتصاد کلان تصادف کرد! این نسل دقیقاً زمانی وارد بازار کار شد که رابطه منطقی و ریاضی میان حقوق ماهانه و قیمت دارایی‌ها برای همیشه قطع شده بود. آن‌ها وقتی به جایی که باید انتهای مسیر می‌بود، رسیدند، متوجه شدند خط پایان را به کل جمع کرده‌اند! یعنی «روز مبادا» دیگر مفهوم خودش را از دست داده بود. آن‌ها فهمیدند دیگر با مقوله و رسم و روش پسندیده و قدیمی «پس‌انداز کردن» حتی نمی‌توان به سایه مسکن و سرمایه‌گذاری نزدیک شد چه برسد به صاحب آن شدن!

دری به تخته بخورد

امروزه و برای متولدان دهه‌های ۷۰ و ۸۰، شکاف اقتصادی بسیار عمیق و اصولاً اقتصاد بسیار بی‌رحم شده است. عمق شکاف اقتصادی امروز را نه در قیمت ویلا و خودرو لوکس؛ بلکه باید در استهلاک ابزارهای روزمره اکثریت جامعه دید.

وقتی از اقتصاد بی‌رحم حرف می‌زنیم یعنی اینکه کالای مصرفی که برای نسل‌های پیش فقط کالای مصرفی بود و نیازهای روزمره‌شان را رفع می‌کرد، حالا به یک دارایی سرمایه‌ای و دست‌نیافتنی تبدیل شده است.مثال ساده‌اش اینکه امروز اگر گوشی موبایل از دست یک جوان حقوق‌بگیر به زمین بیفتد و صفحه‌اش بسوزد، او نمی‌تواند با درآمد ماهانه‌اش فردا صبح یک گوشی جدید بخرد؛ بلکه برای جایگزین کردن همین ابزار ساده ارتباطی باید وارد فاز بحران شود، قسط ببندد و یک برنامه مالی چند ماهه طراحی کند!

هنوز هم می‌پرسید متولدان کدام دهه، نسل سوخته واقعی‌اند؟

دهه شصتی‌ها زیر بار تراکم جمعیت و کمبود امکانات فرسوده شدند تا به قطار زندگی برسند؛ اما دهه هفتادی‌ها وقتی به ایستگاه خلوت رسیدند فقط با ریل‌های از جا کنده شده روبه‌رو شدند و حالا باید تمام توانشان صرف ادامه زندگی در توقفگاه شود، مگر اینکه امیدوار باشیم مثل برگشتن ورق در دقیقه ۹۰ برای دهه شصتی‌ها، دری به تخته اقتصادمان بخورد و دهه هفتادی‌ها، هشتادی‌ها و ... هم روی خوش زندگی را ببینند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha