تحولات منطقه

۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۴:۲۹
کد مطلب: ۱۱۲۹۶۰۳

مشهد از دور، مشهد از نزدیک

سید مصطفی فاطمی نسب، روزنامه‌نگار

تصویر مشهد در ذهن اکثر مردم ایران در وهله نخست با گنبد طلایی حضرت رضا(ع) و نقاره‌های منحصر به فردش شکل گرفته است. خاطره‌ای خوش از آخرین زیارت امام(ع) و حاجت‌هایی که روا شده.

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

تصویر مشهد در ذهن اکثر مردم ایران در وهله نخست با گنبد طلایی حضرت رضا(ع) و نقاره‌های منحصر به فردش شکل گرفته است. خاطره‌ای خوش از آخرین زیارت امام(ع) و حاجت‌هایی که روا شده؛ اما اگر از قاب خیال فراتر برویم و تجربه یک زیارت حضوری را از زائران حاضر در شهر جویا شویم، باز هم با همان تصویر شیرین روبه‌رو می‌شویم؟ به خصوص از زائری که در به در دنبال جای پارک می‌گردد یا زائری که به تازگی از بازارهای اطراف حرم مطهر برگشته و در حال چانه‌زنی با تاکسی‌های دور و بر برای رسیدن به مقصدی است که فاصله زیادی با حرم منور دارد.
در شهری که قرار است پناهگاه دل‌های خسته و دارالشفای جان‌ها باشد، گاهی با واقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شویم که اصطلاحاً توی ذوق می‌زند؛ چهره‌های درهم‌ کشیده، بوق‌های ممتد اعتراضی و برخوردهایی که بوی تندی و عصبانیت و حتی فریب می‌دهند.
متأسفانه تکرار این تصاویر، گزاره‌هایی تند و عمومیت‌بخش ساخته است؛ گزاره‌هایی از جنس اینکه: «مشهدی‌ها عصبانی‌اند»، «بد اخلاق‌اند»، «با غریبه‌ها خوب تا نمی‌کنند» و... .
به نظر می‌رسد ما در حال تماشای سطح یک اتفاق بسیار عظیم هستیم که در جهان کنونی کم‌نظیر و از وجوهی بی‌نظیر است. تردد روزانه و شبانه صدها و گاه میلیون‌ها زائر در طول ۳۶۵ روز سال در سطح شهر. عمق این ماجرا برخورد روزانه زائران با مجاورانی است که اتفاقاً آن‌ها هم عموماً قومیت و هویت‌های مشترکی ندارند که بتوان همه را ذیل یک عنوان صورت‌بندی کرد.
این برخورد دائمی حتی برای میزبانی که مشغول ارائه خدمات بوده و آمدن زائر از هر نظر برایش سودمند است هم فرسودگی‌های خاص خودش را دارد چه برسد به میزبانی که زائر، از نظر ظاهری هیچ نقشی در زندگی روزمره و اهداف او ندارد. در هر صورت فهرست این فرسودگی‌ها فراوان بوده و خوب است یک بار هم که شده، شهرداری آن‌ها را لیست کند و به چشم مسئله به آن‌ها بنگرد.
در یادداشت نخست از سری یادداشت‌های «شهرنوشت» به سه وجه کمتر دیده شده از این اصطکاک انسانی نگاه می‌کنیم:

فرسودگیِ میزبانِ دائمی

تصور کنید خانه‌ای دارید که درِ آن ۲۴ ساعته باز است. میهمان حبیب خداست، بله؛ اما وقتی میهمان‌داری نه یک رویداد آخر هفته؛ بلکه تمام زندگی شما باشد، ماجرا فرق می‌کند. روان‌شناسان برای کسانی که مدام در معرض نیازها و رنج‌های دیگران قرار می‌گیرند، از عنوانی استفاده می‌کنند به نام «خستگی همدلی». حقیقت این است که برخی از مجاوران، در یک وضعیت «آماده‌باش دائمی» زندگی می‌کنند و مدام با نیازهای متنوع زائران روبه‌رو هستند؛ از چیزهای کوچکی مثل آدرس پرسیدن و شارژ تلفن همراه گرفته تا پر کردن فضای پارک خودرو در اطراف مغازه‌ها و خانه‌های شخصی.
این ازدحام دائمی، ظرفیت خدشه‌دار کردن حریم خصوصی و روانی مجاور را دارد و او گاهی حس می‌کند در خانه‌ خودش هم جایی برای آسایش ندارد. از این رو به نظر می‌رسد آن پرخاشگری آنی در رانندگی یا آن جواب سربالای مغازه‌دار، لزوماً ناشی از بدذاتی نیست؛ بلکه شاید مکانیزم دفاعی ناخودآگاه کسی محسوب می‌شود که فضای شخصی‌اش مدام در حال نقض شدن است.

شکاف میان «امر قدسی» و «امر بازاری»

مشهد دو چهره دارد؛ یکی چهره‌ معنوی و آسمانی (حرم مطهر) و دیگری چهره‌ خشن اقتصادی (بازار و اسکان). زائر با قلبی رقیق و پر از احساس وارد حرم منور می‌شود؛ اما به محض خروج، با واقعیتی به نام «پول» روبه‌رو می‌شود.
از سوی دیگر، برای برخی از مجاوران، زائر فقط یک «میهمان معنوی» نیست؛ بلکه منبع درآمد و بقاست. وقتی معیشت یک شهر به آمد و شد مسافر گره می‌خورد، روابط انسانی ناخودآگاه «کالایی» می‌شوند و این تضاد، فشار روانی سنگینی ایجاد می‌کند. شهروند مشهدی مجاور مدام در نوسان است؛ میان اینکه «خادمِ زائر» باشد یا «کاسبی که باید اجاره‌خانه بدهد». این فشارِ نقش هم می‌تواند فرساینده و زمینه‌ساز بر هم خوردن تعادل روانی در شخص باشد.

انتظارات فرابشری از انسان‌های معمولی

مشکل دیگر، بار سنگین «تقدس» است. ما ناخودآگاه انتظار داریم کسی که در جوار حرم مطهر زندگی می‌کند، خودش هم کاملاً مراعی اخلاق رضوی باشد. به طور مثال انتظار داریم راننده تاکسی مشهد، عارف باشد و بقال محله، زاهد؛ اما واقعیت این است که شهروند مشهدی، یک انسان مدرن گرفتار است با همان قسط‌ها، همان تورم و همان دغدغه‌هایی که تهرانی‌ها و اصفهانی‌ها دارند. وقتی این انسان معمولی، زیر ذره‌بین قضاوت میلیون‌ها زائر قرار می‌گیرد که انتظار «اخلاق رضوی» از او دارند، هر خطای کوچک او، به پای بی‌احترامی به مقدسات نوشته می‌شود. این «سنگینی نگاه دیگران»، اگرچه آرمانی است؛ اما در شرایط امروز زیاد منصفانه نیست.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha