اگر امروز به برخی از روستاهای موفق جهان نگاه کنیم، خواهیم دید توسعه آنها دیگر تنها به کشاورزی یا دامداری وابسته نیست. روستاهایی که زمانی با مشکلاتی مانند مهاجرت، بیکاری و کمبود امکانات روبهرو بودند، اکنون با بهرهگیری از فناوریهای نوین، مدیریت مشارکتی و استفاده هوشمندانه از ظرفیتهای محلی، به محیطی پویا برای زندگی، کار و سرمایهگذاری تبدیل شدهاند. این تجربه نشان میدهد آینده روستاها بیش از هر زمان دیگری به شیوه مدیریت، میزان مشارکت مردم و استفاده صحیح از فناوری گره خورده است.
در سالهای اخیر، مفهوم «روستای هوشمند» به عنوان یکی از رویکردهای نوین توسعه روستایی، توجه بسیاری از برنامهریزان، پژوهشگران و سیاستگذاران را به خود جلب کرده است. برخلاف تصور رایج، هوشمندسازی روستا تنها به معنای دسترسی به اینترنت پرسرعت یا استفاده از تجهیزات دیجیتال نیست؛ بلکه رویکردی جامع است که در آن فناوری در کنار سرمایه اجتماعی، دانش بومی، مدیریت کارآمد و مشارکت مردم قرار میگیرد تا کیفیت زندگی، رونق اقتصادی و پایداری محیطی بهطور همزمان ارتقا یابد.
با توجه به چالشهایی مانند کاهش جمعیت روستایی، تغییرات اقلیمی، محدودیت منابع و ضرورت ایجاد فرصتهای جدید اشتغال، حرکت به سوی روستاهای هوشمند دیگر یک انتخاب صرف نیست، بلکه ضرورتی برای آینده توسعه روستایی به شمار میآید. در چنین شرایطی، شناخت ابعاد مختلف این مفهوم، بررسی فرصتها و موانع تحقق آن و آشنایی با تجربههای موفق میتواند تصویری روشنتر از مسیری را ارائه دهد که روستاهای امروز برای تبدیل شدن به سکونتگاههایی پایدار، تابآور و برخوردار از کیفیت زندگی مطلوب باید طی کنند.
در این ارتباط با دکتر علیاکبر مجدی، جامعهشناس روستا و عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.
منظور از روستای هوشمند چیست؟
منظور از روستای هوشمند، روستای پویا، زنده، پایدار و تابآور با مدیریت هوشمند و مشارکتمحور است؛ روستای پیشرفتهای که از همه امکانات و ظرفیتهای داخلی و خارجی و حتی بینالمللی برای توسعه همهجانبه روستا استفاده میکند و همواره برای مقابله با بحرانهای مختلف و با کمک مستمر مردم برنامهریزی میکند.
روستای هوشمند همانند یک ارگانیسم هوشمند که برای بقای خود تلاش میکند، برای بقای خود به پایداری و توسعه و پیشرفت میاندیشد و مدیرانش برای رسیدن به آن هدف تلاش میکنند و برنامه دارند. روستای هوشمند در بستر راهبرد توسعه پایدار روستایی مطرح میشود. همان گونه که در توسعه پایدار بر کشاورزی ارگانیک، متنوعسازی اقتصاد روستا، استفاده از دانش بومی و مشارکت همهجانبه و پویای مردم تأکید میشود، در روستای هوشمند نیز متنوعسازی اقتصاد روستا در راستای افزایش تابآوری روستا مطرح میشود.
در مسیر توسعه گردشگری روستایی؛ جذب منابع اقتصادی مربوط و موضوع بازاریابی محصولات زراعی، باغی، دامپروری و صنایع دستی مطرح است. در کل روستای هوشمند یک کل منسجم و واحد است که برای زیست مناسبتر خود، با کمک خرد جمعی، برنامهریزی کرده و برنامههای مناسب را اجرا میکند. آنچه مسلم است اینکه در مسیر اجرا از نظارت و خرد جمعی کمک میگیرد تا اشکالات و خطاها را شناسایی و اصلاح کند.
کدام استانها در این زمینه پیشتاز هستند؟
اینکه کدام استانها پیشتازند و کدامها عقبترند، چندان مشخص نیست؛ چون سنجش دقیق و همهجانبهای در کل کشور صورت نگرفته تا بر آن اساس قضاوت کنیم ولی حضور مؤثر روستاها در فضای مجازی و رسانهای میتواند یکی از ملاکهای تشخیص هوشمندی باشد، البته ملاکهای دیگری هم وجود دارد که بدون سنجش آنها قضاوت امکانپذیر نیست. سنجش میزان مشارکت مردم روستا در مدیریت و حکمرانی روستا نیز میتواند ملاک دیگری برای سنجش میزان هوشمندی روستا باشد؛ بنابراین ابزار و ملاک مناسبی برای ارزیابی و قضاوت نداریم.
کدام فناوریها میتوانند بیشترین تأثیر را بر زندگی روستایی داشته باشند؟
در روستای هوشمند میتوان از همه فناوریها متناسب با نیاز و شرایط و امکانات روستا استفاده کرد؛ حتی استفاده از هوش مصنوعی هم شاید بتواند در برخی زمینهها به حکمرانی مناسبتر و برنامهریزی دقیقتر کمک کند. آنچه مسلم است توسعه هوشمند بدون شناخت و بدون توجه به جوامع روستایی و شهری دیگر و بدون تعامل با آنها امکانپذیر نیست و زمینهساز تعاملات و ارتباط با جوامع دیگر، فناوریهای نوین ارتباطی است. بنابراین وجود زیرساختهای ارتباطات الکترونیکی برای توسعه هوشمند روستایی یک ضرورت است؛ البته زیرساختها بایستی به گونهای باشد که بستر یک ارتباط امن، باثبات و مستمر را فراهم کند مثلاً اختلال در اینترنت در جنگهای تحمیلی دوم و سوم هزاران کسب و کار را مختل و تعطیل کرد. بنابراین فناوریهای ارتباطی نوین اهمیت ویژهای دارند. معرفی جاذبههای گردشگری، فرصتهای سرمایهگذاری، بازاریابی محصولات، کسب دانش و تبادل دانش و تجربیات در سطح ملی و بینالمللی در بستر فناوریهای نوین ارتباطاتی امکانپذیر خواهد بود. یکی از موانع، وابستگی به دولت است، در دورههایی از تاریخ که روستاییان هیچ چشم امیدی به دولت نداشتند، بیشتر توانستند مشکلات خود را حل کنند و با مدیریت هوشمند روی پای خودشان بایستند و از بحرانها عبور کنند؛ البته وابستگی به دولت امتیازاتی هم به دنبال دارد مانند بهرهمندی از اعتبارات ملی و استانی که صرف نظر کردن جامعه روستایی از آن شاید عقلانی نباشد. با هدایت اعتبارات به سوی تأمین زیرساختهای عمومی و مرتبط با توسعه هوشمند روستایی شاید بتوان این مشکل را برطرف کرد.
مانع دوم عدم رشد خودباوری و اعتماد به نفس در میان روستاییان است. مهمترین ویژگی روستاهای هوشمند موفق، رشد خودباوری در مردم روستاست. مردم باور دارند خودشان از پس حل همه مشکلات برمیآیند، مانع دیگر ضعف انسجام اجتماعی در روستاست، اگر مردم روستا با هم متحد و یکپارچه باشند همه مشکلات را با کمک همدیگر حل میکنند.
در واقع دودستگی و چنددستگی، رقابت و ستیز کور قومی و قبیلهای آفت انسجام است؛ البته چندقومی پدیده مذمومی نیست و الزاماً مانع انسجام نمیشود بلکه رقابت قومی و درگیریهای فرقهای و بیتوجهی به منافع جمعی مشترک، انسجام را ضعیف میکند، مانع دیگر ضعیف بودن اعتماد است؛ اعتماد به یکدیگر و اعتماد به مدیران و اعتماد مدیران به مردم .
هوشمندسازی چه تأثیری بر اشتغال و درآمد روستاییان دارد؟
آنچه مسلم است در توسعه هوشمند به همه ظرفیتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توجه میشود. متنوعسازی اقتصاد روستایی موجب میشود هیچ کس بیکار نماند و هر کس متناسب با علاقه و تواناییهایش شغل مناسب خود را خواهد داشت. گسترش اشتغال، سطح درآمد را نیز بالا خواهد برد، روستای هوشمند کسب و کارهای پررونق خواهد داشت، سطح رفاه اقتصادی مردم بالا خواهد بود و مردم پولدار برای عمران و آبادی روستای خود هزینه خواهند کرد تا آن را به محیط مناسبتری برای زندگی خود و فرزندانشان تبدیل کنند.
چه نمونههای موفقی در استانهای ما یا کشورهای جهان وجود دارد؟
برای شناخت نمونههای موفق بهتر است به سراغ رسانههای مجازی و غیرمجازی برویم، روستایی در ملایر که یک نفر بیکار ندارد، روستایی که از همه امکانات رفاهی و عمرانی برخوردار است و روستاهایی که مهاجرت معکوس دارند یعنی روستاییانی که پیشتر از روستا مهاجرت کرده بودند به دلیل رونق کسب و کار در روستا، دوباره به روستا برگشتهاند نمونههایی از روستاهای موفق هستند.
نقش دولت و بخش خصوصی در این زمینه چیست؟
دولت میتواند برای توسعه هوشمند ریلگذاری کند؛ یعنی بسترسازی اجتماعی و اقتصادی برای توسعه هوشمند انجام دهد و در تمامی حوزههای قانونگذاری و حاکمیتی از توسعه هوشمند روستایی حمایت کند و دولت بایستی در زمینه ارائه خدمات مشاورهای و همکاری سازمانی حامی توسعه هوشمند باشد.
بخش خصوصی، البته در صورت احساس نیاز از سوی جامعه روستایی و با مجوز مدیران روستا میتواند با سرمایهگذاری در پروژههای مورد نیاز روستاییان هم مشکلات روستا را حل کرده و هم سود مناسب فعالیت اقتصادی خود را کسب کند؛ البته هدایت بخش کارآفرینی اجتماعی به طرف حل مسائل جامعه روستایی میتواند نقش مؤثری در توسعه هوشمند داشته باشد؛ بهویژه کارآفرینان اجتماعی که در حوزه آموزش، فرهنگ، سلامت و بازاریابی فعالیت دارند میتوانند کمک بسیار زیادی به پیشبرد توسعه هوشمند روستایی داشته باشند.
۱۰سال آینده روستاهای ایران را چگونه پیشبینی میکنید؟
روستاهایی که در توسعه هوشمند پیشروتر باشند پررونقتر خواهند شد، تعداد این گونه روستاها افزایش خواهد یافت و در مقابل روستاهایی که در زمینه توسعه هوشمند، اقدام جدی و مؤثری انجام ندهند از رونق خواهند افتاد، تعداد جمعیتشان کاهش پیدا میکند، عمران و آبادی روستا رو به نقصان خواهد گذاشت و شاید خالی از سکنه نشوند اما متروکه خواهند شد.





نظر شما