تحولات منطقه

در تاریخ صدر اسلام برخی چهره‌ها فراتر از نسبت‌های خانوادگی و جایگاه‌های سیاسی، با وفاداری، دیانت و حضور مؤثر در بزنگاه‌های مهم شناخته می‌شوند.

از صفین تا شهادت؛ روایت زندگی محمد بن ابی‌بکر در سپاه و سیاست / فرزندی خیرخواه، کارگزاری کوشا و شمشیری برنده
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

در تاریخ صدر اسلام برخی چهره‌ها فراتر از نسبت‌های خانوادگی و جایگاه‌های سیاسی، با وفاداری، دیانت و حضور مؤثر در بزنگاه‌های مهم شناخته می‌شوند. محمد بن ابی‌بکر یکی از همین شخصیت‌هاست؛ چهره‌ای که در شمار یاران نزدیک و مورد اعتماد امام علی(ع) قرار داشت و در حوادث مهم آن دوره نقشی فعال ایفا کرد. از امام صادق(ع) نقل شده که محمد بن ابی‌بکر هنگام بیعت با امام علی(ع) عرض کرد: «گواهی می‌دهم تو امامی هستی که اطاعت تو واجب است...» (طوسی، رجال الکشی، ص ۶۴). در برخی منابع تاریخی، جایگاه او در کنار امیرالمؤمنین(ع) با منزلت ابوذر غفاری نزد پیامبر(ص) مقایسه شده است؛ مقایسه‌ای که از عمق پیوند اعتقادی و سیاسی او با امام علی(ع) حکایت دارد. او در شمار یاران وفادار امام(ع) بود و در صحنه‌های مهم سیاسی و نظامی زمان خود نیز حضوری اثرگذار داشت. در ادامه، مروری داریم بر زندگی او و شیوه همراهی‌اش با امام علی(ع).

تولد و پرورش در خانه امیرالمؤمنین(ع)

محمد بن ابی‌بکر در ذی‌القعده سال حجةالوداع، همزمان با سفر پیامبر(ص) برای حج، دیده به جهان گشود. کنیه او ابوالقاسم بود و از این جهت، هم‌نام و هم‌کنیه پیامبر اکرم(ص) به شمار می‌رفت. پدرش ابوبکر، زمانی از دنیا رفت که محمد بیش از دو سال و چند ماه نداشت. مادر او، اسما بنت عمیس، از زنان بزرگ صدر اسلام بود. اسما ابتدا همسر جعفر بن ابی‌طالب بود، اما پس از شهادت جعفر، با ابوبکر ازدواج کرد و محمد حاصل این ازدواج بود. پس از درگذشت ابوبکر، محمد بن ابی‌بکر وارد خانه امیرالمؤمنین(ع) شد. همین نزدیکی، پیوندی عمیق میان او و امیرالمؤمنین(ع) به وجود آورد و سبب شد محبت و ارادتی ویژه به آن حضرت پیدا کند. در مقابل، حضرت علی(ع) نیز او را دوست می‌داشت و در نهج‌البلاغه نیز به نقل از آن حضرت آمده است: «او (محمد) دوست من بود و چون فرزندم او را پرورش داده بودم» (نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۶۸، ناشر: قم، مرکز البحوث الاسلامیه، ۱۳۷۴، ص۹۸).

همراهی در صفین

محمد بن ابی‌بکر پس از انتصاب به حکومت مصر، در جنگ صفین در سپاه امام علی(ع) علیه معاویه جنگید. او در این نبرد، همراه حسنین(ع) در رکاب امیرالمؤمنین(ع) حضور داشت و بنا بر نقل‌ها، امام علی(ع) او را فرمانده پیاده‌نظام و به روایتی، فرمانده میسره سپاه خود قرار داده بود. حضور محمد در سپاه امام علی(ع) برای جبهه حق یک امتیاز مهم به شمار می‌رفت؛ تا آنجا که رزمندگان سپاه امام(ع) در اشعار خود می‌خواندند: «هان پاک، پسر پاک محمد بن ابی‌بکر همراه ماست».

آغاز مسئولیت در مصر

مهم‌ترین مسئولیتی که به محمد بن ابی‌بکر سپرده شد، حکومت مصر از سوی امیرالمؤمنین(ع) بود. او در اول رمضان سال ۳۶ هجری به این منصب رسید. در آغاز خلافت امام علی(ع)، حکومت مصر به قیس بن سعد بن عباده واگذار شد و پس از او، این مسئولیت به محمد بن ابی‌بکر رسید. انتصاب محمد به حکومت مصر بی‌دلیل نبود. خلوص نیت، دلیری، پارسایی و نجابت او از عواملی بود که امام(ع) را به این انتخاب رساند. چنان‌که حضرت علی(ع) درباره او فرمود: «او را فرزندی خیرخواه و کارگزاری کوشا و شمشیری برنده و ستونی بازدارنده می‌شماریم». از سوی دیگر، مردم مصر نیز به محمد محبت داشتند و ولایت او را بر خود، برتر از دیگران می‌دانستند. آنان حتی در سال ۳۵ هجری، هنگام محاصره عثمان، از او خواسته بودند محمد را به جای عبدالله بن ابی‌سرح در مصر منصوب کند. افزون بر این، مردم‌داری و روحیه انتقادپذیر محمد نیز در این انتصاب مؤثر بود؛ زیرا او در سخنانی به مردم مصر حق داد از او انتقاد کنند و عیب‌هایش را یادآور شوند.

ورع امام علی(ع) در عزل و نصب‌ها

رهبر شهید انقلاب اسلامی با نام بردن از حب و علاقه امام علی(ع) به محمدبن ابی‌بکر و رفتار امام با او، از پرهیزکاری و ورع امام یاد می‌کنند و می‌فرمایند: «...او [امیرالمؤمنین(ع)] با کسی رودربایستی نداشت. اگر به نظر مبارکش، حاکمی ضعف داشت و مناسب آن کار نبود، او را برمی‌داشت. محمدبن ابی‌بکر مثل فرزند خود امیرالمؤمنین(ع) است و آن حضرت مثل فرزند خود، او را دوست می‌داشت؛ او هم به علی‌بن ابی‌طالب(ع) مثل پدر نگاه می‌کرد. او فرزند کوچک ابی‌بکر و شاگرد مخلصِ امیرالمؤمنین(ع) بود و در دامان آن حضرت بزرگ شده بود. امیرالمؤمنین(ع) محمدبن ابی‌بکر را به مصر فرستاد؛ بعد نامه نوشت که من احساس می‌کنم - حالا به تعبیر ما - عزیزم! تو برای مصر کافی نیستی؛ تو را برمی‌دارم، مالک‌اشتر را می‌گذارم. محمدبن ابی‌بکر هم بدش آمد و ناراحت شد. بشر است دیگر. هر چند مقامش عالی است، ولی بالاخره به او برخورد. اما امیرالمؤمنین(ع) این را توجه نکرد و اهمیت نداد. محمدبن ابی‌بکر، شخصیت به این عظمت که این‌قدر در جنگ جمل و در هنگام بیعت، به درد امیرالمؤمنین(ع) خورد، پسر ابی‌بکر و برادر ام‌المؤمنین -عایشه - بود. این شخصیت، برای امیرالمؤمنین(ع) این قدر ارزش داشت؛ ولی آن حضرت، اهمیتی به ناراحتی محمدبن ابی‌بکر نداد. این، ورع است؛ ورعی که در حکومت به درد انسان و به درد یک حاکم می‌خورد. حد اعلای این ورع، در امیرالمؤمنین(ع) است...» (۱۲/۱۱/۱۳۷۵ بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران).

تشدید دشمنی معاویه

پس از ورود محمد بن ابی‌بکر به مصر و آغاز حکومت او، معاویه بن ابی‌سفیان کوشید او را به سوی خود جذب و از امام علی(ع) جدا کند، اما با واکنش قاطع محمد روبه‌رو شد. میان معاویه و محمد بن ابی‌بکر چند نامه رد و بدل شد، اما لحن این مکاتبات تند و آمیخته به تهدید بود. در دوره‌ای که معاویه درگیر جنگ صفین با امیرالمؤمنین(ع) بود، فرصت چندانی برای تمرکز بر مصر و توطئه علیه محمد نداشت. اما پس از پایان صفین و بازگشت طرفین به شهرهای خود، توجه معاویه به مصر جلب شد و این سرزمین را در صدر برنامه‌های خود قرار داد. او پیش‌تر به عمرو بن‌عاص وعده داده بود اگر در صفین سپاه شام را یاری کند، حکومت مصر را به او خواهد سپرد. از همین رو، معاویه در پی آن بود که با تصرف مصر، به این وعده عمل کند و آن را در اختیار عمرو بن عاص قرار دهد. به همین دلیل، مجموعه‌ای از نقشه‌ها و توطئه‌ها علیه محمد بن ابی‌بکر شکل گرفت.

مأموریت مالک اشتر و ادامه فشارها

امیرمؤمنان علی(ع) زمانی که از اوضاع بحرانی مصر و فشارهای داخلی مانند شورش عثمانیان عزلت‌نشین و فتنه‌های خارجی بر محمد بن ابی‌بکر آگاه شد، تصمیم گرفت مالک‌اشتر نخعی را که فرمانده‌ای لایق و کارآزموده در سیاست و جنگ بود به جای او به مصر بفرستد و محمد را در مأموریتی آرام‌تر به کار گیرد. به همین منظور، مالک‌اشتر را به کوفه فراخواند و با نگارش عهدنامه معروف، او را به حکومت مصر منصوب کرد. اما معاویه از این تصمیم آگاه شد و در مسیر حرکت مالک اشتر، جاسوسان و عوامل نفوذی خود را کمین گذاشت. سرانجام، این فرمانده برجسته امام علی(ع) به دست یکی از همان عوامل مسموم شد و در ناحیه قلزم یا عریش، غریبانه به شهادت رسید. امام علی(ع) از شهادت مالک اشتر بسیار اندوهگین شد و در نامه‌ای به محمد بن ابی‌بکر توضیح داد که اعزام مالک به مصر، ناشی از نارضایتی از محمد نبوده؛ بلکه به دلیل توانایی و کارآمدی بیشتر مالک در خنثی‌کردن توطئه‌های معاویه و دشمنان داخلی بوده است. آن حضرت همچنین محمد بن ابی‌بکر را به ادامه راه خود در مبارزه با ستمگران و آشوب‌طلبان فراخواند. محمد نیز پس از دریافت این مأموریت تازه، مبارزه بی‌امان خود را علیه دشمنان ولایت و خلافت اسلامی ادامه داد.

از آنان یک دشمن و از ما یک دوست کم شد

در نبرد نابرابری که میان سپاه ۶‌هزار نفری معاویه و نیروهای عثمانیانِ عزلت‌نشین رخ داد، سپاه ۲هزار نفری محمد بن ابی‌بکر به فرماندهی کنانة بن بشر در منطقه «المسناة» شکست خورد و کنانة بن بشر نیز به شهادت رسید. درباره چگونگی شهادت محمد بن ابی‌بکر روایت‌های متفاوتی نقل شده است؛ برخی گفته‌اند او در نبرد با معاویة بن حدیج به شهادت رسید و برخی دیگر نوشته‌اند عمروعاص او را اسیر کرد و سپس به شهادت رساند. تاریخ شهادت این بزرگوار را ماه صفر سال ۳۸ هجری دانسته‌اند. با رسیدن خبر شهادت محمد بن ابی‌بکر، امیرالمؤمنین(ع) بسیار اندوهگین شد و مردم کوفه را به سبب کوتاهی در یاری‌رسانی به او سرزنش کرد. آن حضرت در خطبه‌ای، سستی و بی‌عملی مردم کوفه و نافرمانی آنان را نکوهش فرمود و در نامه‌ای به عبدالله بن عباس نوشت: «اما بعد، همانا مصر سقوط کرد و فرماندارش محمد بن ابی‌بکر که خدا او را رحمت کند شهید شد. در پیشگاه خداوند، او را فرزندی خیرخواه و کارگزاری کوشا و شمشیری برنده و ستونی بازدارنده می‌شماریم. همواره مردم را برای پیوستن از آغاز تا انجام فراخواندم، عده‌ای با ناخوشایندی آمدند و برخی به دروغ بهانه آوردند و بعضی خوار و ذلیل بر جای ماندند. از خدا می‌خواهم به‌زودی مرا از این مردم نجات دهد. به خدا سوگند اگر در پیکار با دشمن، آرزوی من شهادت نبود و خود را برای مرگ آماده نکرده بودم، دوست می‌داشتم حتی یک روز با این مردم نباشم و هرگز آنان را دیدار نکنم» (نهج‌البلاغه، نامه ۳۵).
اندوه حضرت علی(ع) در شهادت محمد بن ابی‌بکر تا آنجا بود که وقتی عبدالله بن شعیب ـمأمور امام در شام ـ از شادی مردم شام در پی این شهادت خبر داد، آن حضرت فرمود: «همانا اندوه ما بر شهادت او به اندازه شادی شامیان است، جز آنکه از آنان یک دشمن و از ما یک دوست کم شده است» (نهج‌البلاغه، حکمت ۳۲۵؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۳۳، ص ۵۶۴).

منابع

نگاهی به زندگی و شخصیت محمد بن ابی‌بکر؛ سید حسن حسینی
محمد بن ابی بکر، فرماندار دلاور امیرمؤمنان(ع) در سرزمین مصر؛ سید تقی واردی

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha