این روزها که درگیری بر سر تنگه هرمز مجدد بالا گرفته ممکن است این پرسش پیش بیاید که با امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، دلیل درگیری در تنگه هرمز چیست و اساساً چرا ایران روی کریدور عمانی تنگه حساس است و به قیمت شلیک به شناورهایی که از آن مسیر عبور میکنند، در جغرافیای تنگه مداخله میکند؟
به باور بسیاری از کارشناسان بینالمللی، آنچه موجب شد جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران سویههایی فراتر از جنگ منطقهای بیابد و جهان را تحت تأثیر پیامدهای خود قرار دهد، بستن تنگه هرمز از سوی ایران بود. نقش کلیدی تنگه هرمز در عبور بخش اعظم نفت خاورمیانه به نقاط مختلف جهان و تهدید وجودی که ایران با حمله اسفند ماه آمریکا و رژیم صهیونیستی و به شهادت رساندن رهبر شهید انقلاب و جمعی از فرماندهان نظامی و چهرههای امنیتی و سیاسی کشورمان احساس کرد، موجب شد ایده بستن تنگه هرمز که چندین سال است در برخی محافل سیاسی و کارشناسی برای پاسخ به تجاوزهای نظامی و تحریمهای ظالمانه مطرح بود، روی میز قرار گیرد.
اثرات سهگانه بستن تنگه هرمز بر اقتصاد جهان
با آغاز جنگ تحمیلی جدید علیه ایران در اسفند سال گذشته، نیروی دریایی سپاه مانع عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز شد.
در نتیجه حدود ۳۰۰هزار کشتی در خلیج فارس محبوس شدند و تا زمان شکلگیری آتشبس و امضای تفاهمنامه ایران و آمریکا صرفاً تعداد کمی از کشتیها با مجوز ایران و پرداخت بهای خدمات از تنگه عبور کردند. اقدام ایران اثر چشمگیری بر اقتصاد جهانی گذاشت و از سه منظر اقتصاد آمریکا و به تبع آن اقتصاد کشورهای همپیمان آمریکا و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار داد.
نخستین و آشکارترین اثر جنگ، انتقال نااطمینانی ژئوپلیتیکی به بازار انرژی بود. تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ محل عبور حدود یکپنجم نفت و گاز روزانه جهان بود. حمله به نفتکشها، کاهش تردد کشتیها و خطر بسته شدن مسیرهای کشتیرانی، بخشی از عرضه انرژی را از بازار خارج کرد و هزینه بیمه، حمل و نقل و تأمین نفت را افزایش داد.
قیمت نفت در چهار ماه نخست جنگ در مقاطعی نزدیک به ۷۰درصد افزایش یافت و این همان نقطهای بود که جنگ مستقیماً وارد زندگی روزمره خانوارهای آمریکایی شد؛ چرا که متوسط قیمت بنزین آمریکا که پیش از جنگ هر گالن حدود ۲دلار بود تا ۷/۳دلار در بحبوحه جنگ افزایش یافت و اکنون در محدوده ۳دلار قرار دارد که به مراتب بالاتر از قیمت بنزین پیش از وقوع جنگ است. دومین پیامد جنگ، بازگشت تورم در زمانی نامناسب است. براساس گزارش رسمی اداره آمار کار آمریکا، تورم سالانه مصرفکننده در ماه می به ۴٫۲ درصد رسید؛ در حالی که پیش از جنگ در فوریه ۲۰۲۶، ۴/۲درصد بود. در همین ماه، شاخص انرژی ۳٫۹ درصد و بنزین بهتنهایی ۷درصد افزایش ماهانه داشت. قیمت بنزین نسبت به سال گذشته نیز ۴۰٫۵ درصد بیشتر شده بود.
این ارقام نشان میدهد شوک جنگ دیگر صرفاً در بازارهای مالی باقی نمانده و وارد شاخصهای رسمی هزینه زندگی شده است.
سومین ضربه جنگ به بازار اوراق قرضه وارد شده است؛ بازاری که برای دولت آمریکا شاید از بازار سهام نیز اهمیت بیشتری دارد. دولت فدرال برای تأمین کسری بودجه خود باید بهطور مداوم اوراق منتشر کند. افزایش تورم، سرمایهگذاران را وادار میکند بازده بیشتری مطالبه کنند و در نتیجه هزینه استقراض دولت بالا میرود. در ماه می، بازده اوراق ۳۰ساله آمریکا تا محدوده ۵٫۲ درصد افزایش یافت که بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷ بود.
مجموع این عوامل، منجر به تغییر موضع ترامپ از نابودی تمدن ایران به تلاش برای تفاهم با ایران و بازگشت به میز مذاکرات شد.
سرنوشت تنگه در تفاهم
ایران اقدام خود در تنگه هرمز را مستند به مواد ۳۷ تا ۴۴ کنوانسیون حقوق دریاها (۱۹۸۲ UNCLOS) کرده است. براساس این مواد، عبور از تنگههای طبیعی بینالمللی تابع رژیم «عبور ترانزیتی» یا «عبور بیضرر» است. در این رژیم حقوقی، اصل بر آن است که کشتیها و آبگردها بتوانند بهطور مستمر و سریع از تنگه عبور کنند؛ با این حال، این حق بهمعنای نفی کامل صلاحیتهای دولتهای ساحلی نیست.
مطابق مواد ۴۱ و ۴۲ این کنوانسیون، کشورهای ساحلی مجازند برای تأمین ایمنی ناوبری، حفاظت از محیط زیست دریایی، مدیریت ترافیک کشتیها، پیشگیری از آلودگی نفتی، مقابله با قاچاق و تضمین امنیت عبور و مرور، مقرراتی وضع کرده و نظامهای راهبری دریایی، سامانههای کنترل ترافیک و خدمات ایمنی را برقرار و اعمال کنند. در بند پنج تفاهم اخیر ایران متعهد شده در صورت عمل آمریکا به تعهدات خود از جمله لغو محاصره دریایی، به تدریج طی ۳۰ روز با ترتیبات ایرانی، تنگه هرمز را باز کند. براساس تفسیر رسمی ما از ترتیبات ایرانی، عبور و مرور از تنگه هرمز صرفاً با هماهنگی با ایران و از مسیری که ایران مشخص کند، صورت خواهد گرفت.
اقدام آمریکا در حمایت از عبور و مرور کشتیها از مسیر نزدیک به عمان در تنگه هرمز، خلاف بند پنج توافقنامه و ترتیبات ایرانی پیشبینی شده در آن بود و با وجود اخطارها و هشدارهای ایران، آمریکاییها سعی کردند با پشتیبانی کشتیهای جنگی خود از این کریدور محافظت کنند که با اقدام قاطع ایران مواجه شدند و در نتیجه ما شاهد تبادل آتش مداوم در چند روز اخیر هستیم.
اکنون نیز نیروی دریایی سپاه اعلام کرده هر شناوری که از مسیری غیر از مسیر تعیین شده جمهوری اسلامی ایران بگذرد مورد هدف قرار میگیرد و ترتیبات ایرانی برای گذشتن از مسیر اقتدار و با حفظ نظم ایرانی، اراده ملی تکتک ایرانیان است و نظام جمهوری اسلامی ایران برای اعمال این اراده ملی با هیچ کس مماشات نمیکند.
تنگه ضامن آینده ایران است
با این توضیحات مشخص است که تنگه، کارت اصلی ایران در جنگ اخیر بوده و بر همین اساس در تفاهم اخیر نیز این حق در چارچوب حقوقی و روی کاغذ تثبیت شده است اما در عرصه میدان، آمریکاییها تلاش داشتند با وزن دادن به مسیر عمان که به لحاظ عمق، امکان عبور کشتیها و نفتکشهای بزرگ از آن فراهم نیست، نقش ایران در تنگه هرمز را کمرنگ کنند. ازاینرو، اقدام جدی ایران و ورود به مرحله جدیدی از درگیری نظامی، برای تحقق تنگه هرمز ایرانی و رفع خطر سایه جنگ از کشورمان با اتکا به قدرت ایجاد شده از ترتیبات ایرانی تنگه هرمز، ضرورتی انکارناپذیر است و باید این اقدام تا تثبیت میدانی حق ایران از عبور و مرور شناورها در تنگه هرمز و تحقق اقتدار ایرانی در آبهای جنوب کشور
ادامه یابد.



نظر شما