تحولات منطقه

وینگر بافراستی که چهار جام جهانی را با تن‌پوش سفید ایران تجربه کرده و طعم اندوه فصل‌ها و لذت وصل‌ها را چشیده، اینک در ۳۲ سالگی بیش از هر وقت دیگر به گذشته‌اش می‌اندیشد و سال‌های رفته را در خلوتگاه ذهن خود مرور می‌کند. 

علیرضا جهانبخش در گفت‌وگو با قدس می‌گوید  برای جام جهانی باید چهار سال دوید/ هنوز  از  زیر آوار بیرون نیامدیم!
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

وینگر بافراستی که چهار جام جهانی را با تن‌پوش سفید ایران تجربه کرده و طعم اندوه فصل‌ها و لذت وصل‌ها را چشیده، اینک در ۳۲ سالگی بیش از هر وقت دیگر به گذشته‌اش می‌اندیشد و سال‌های رفته را در خلوتگاه ذهن خود مرور می‌کند.
برای علیرضا جهانبخش خاطرات در سنگچین لحظات، رنگ دیگری می‌گیرند وقتی سر را برمی‌گرداند و از رعد و برق روزگار مشوش نمی‌شود. او حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

حذف از دور مقدماتی تلخ بود. حتماً قبول داری؟

بله تلخ بود اما یادتان نرود تیمی به جام جهانی اعزام شد که چالش‌های زیادی داشت و نتوانست یک بازی تدارکاتی شش‌دانگ برگزار کند. بخش مدیریتی، لجستیک و به‌خصوص بخش رسانه‌ای ما که می‌توانستند قبل، حین و بعد از مسابقه در جام جهانی به ما کمک کنند، کنارمان نبودند. این نفرات در سال‌های گذشته و تورنمنت‌های مختلف همراه تیم بودند، اما در اثنای این کارزار مهم حضور نداشتند. شاید اگر مهربانانه تر با تیم ملی برخورد می‌شد، اتفاق‌های بهتری می‌افتاد.

از حیث فنی چه نمره‌ای به تیم ملی می‌دهی؟

ما در برابر بلژیک خوب بازی کردیم و می‌توانستیم برابر این تیم بزرگ برنده باشیم‌. در پیکار با مصر هم دقایقی از بازی عالی ظاهر شدیم و شاید اگر زودتر در فاز حمله ظاهر می‌شدیم حریف را مغلوب می‌کردیم. به شخصه فکر می‌کنم اگر در بازی اول هوشمندانه‌تر عمل می‌کردیم و نیوزیلند را می‌بردیم راه صعود کاملاً هموار می‌شد.

چهار دوره حضور در جام جهانی را در کارنامه‌ات داری. فکر می‌کنی چرا فوتبال ما همواره پشت دیوار صعود می‌ماند؟

فوتبال دیگر مثل گذشته نیست که در انحصار چند کشور مدعی باشد. در همین جام دیدید که کیپ‌ورد چطور برابر غول‌ها صف‌آرایی کرد. برای موفقیت در آزمونی مثل جام جهانی باید چهار سال دوید، برنامه‌ریزی کرد، لیگ قدرتمندی داشت و همه چیز را به چند ماه آخر موکول نکرد. به هر حال فوتبال ما هنوز مشکلات زیرساختی متعددی دارد.

حالا علیرضا جهانبخش به باشگاه صدتایی‌های فوتبال ملی پیوسته. رسیدن به این موفقیت کار سختی بود؟

من همیشه سعی کردم خودم را آماده نگه دارم، حرفه‌ای زندگی کنم و حرفه‌ای کارم را پیش ببرم. به هر حال افتخار بزرگی است که رکورد ۱۰۰ بازی ملی را زدم و ۱۰۰هزار خاطره در دفتر زندگی‌ام ثبت کردم. این موفقیت حاصل بیش از یک دهه دوام، تجربه، فشار و لحظه‌های بزرگ در پیراهن تیم ملی است.

چند گل برای تیم ملی زدی. خاطرت هست؟

اگر اشتباه نکنم ۱۷ گل زدم. آمار پاس گل‌هایم البته بیشتر از این‌هاست و مفتخرم که توانستم با همه وجود برای کشورم بجنگم و در حد توانم مفید باشم.

شنیدیم در تیخوانا یکی از محبوب‌ترین توپچی‌های ایران بودی.

بی‌تعارف تیخوانا تا ابد خانه دوم ماست و محبت مردمان این نقطه از دنیا را فراموش نمی‌کنیم. من در این شهر آن‌قدر سلفی گرفتم و امضا دادم که فکر کردم در کشور خودم به سر می‌برم. برخلاف برخی اظهارنظرها تیخوانا جای امنی برای تیم ملی بود.

این روزها چکار می‌کنی؟

هنوز از زیر آوار نتایجی که به حتم می‌توانست بهتر باشد بیرون نیامدم و مدام به این فکر می‌کنم که برگه صعود در دستمان بود اگر کمی هوشیارتر عمل می‌کردیم‌. همین حالا هم در رشت هستم و با حضور در سازمان جمعیت هلال احمر گیلان، رسماً به عضویت این نهاد بشردوستانه درآمدم. خدمت به مردم و حضور در کنار امدادگران، افتخاری است که هر انسانی باید در زندگی خود تجربه کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha